شاعری با دفتری از گلوله های خیس

خرید بک لینک
زندگی ابدی، همین زندگی عادی رها از خواب آلودگی هاست و زندگی معنوی چیزی به جز زندگی مادی نیست که در آرامش، شادی، توجه و کمال انجام می پذیرد...

به راستی برخی از فیلسوفان معدن آرامش و مرهم زخم های بی شمار آدمی اند...نام نیکشان جهان افروز...

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: ابدی سهراب ام جی,ابدی چت,ابدی mj,سهراب اسدی,ابدی زدبازی,آپدیت نود 32,ابدی از ام جی,عبدی پله,ابدی از mj,دانلود سهراب اسدی, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 7:21

آواز تیشه امشب از بیستون نیامد

گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد...

کلمه تمام قدرت است، زنده می کند و می میراند...

لااقل در جهان کلمات مهربان باشیم با یکدیگر...تسکین دردهای بی درمان هم باشیم...عاشقی در جهان کلمات که به گوشه قبای کسی بر نمی خورد، می خورد؟!

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: ماه من امشب چرا,ماه من امشب چرا پنهان شدی,ماه من امشب چرا پنهان شدي,ماه من امشب,ماه من امشب بلای جان شدی,ماه من بیرون بیا امشب, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 18:41

امشب تو را به نام پنهان و همیشگیات صدا می زنم؛ محبوب من...!و گیسوی گریه را يکباره از هم می گشایم در برابر چشمهاي تو...مرا ببخش...مرا ببخش که همانند آن بادیه نشین نابخرد و رويا پرداز، آبی بدبو و گلآلود را به نام عشق به تو هدیه دادم و چه رنجها و آسیبها که از این رهگذر نصیب تو نشد...مرا ببخش...این زن تنها و دیوانه را که زیستن با تو و بی تو برایش به امری محال و ناشدنی تبديل شده است...مرا بخوان و ببخش و بسوزان و به بادها بسپار...حال غریبی دارم؛ عجیب دلم می خواهد نباشم...بغضی سنگین؛ تجربهاي تیره و دشوار و...مرا ببخش عبد ستایششده و پرنور...مرا ببخش... محبو شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 20:54

دیوانه نیستمکه هر نیمه شبخوابِ صریح ِگم شدنت را می بینمو هر خروسخوانبا نشانهای خونین و تازهاز تراکم ِچشمانتشال و کلاه می کنمبه سمت ِ زمستانهایی که... دیوانه نیستمکه برف رابی دریغ و عاشقانه در آغوش می کشم و یک ریز وگرمعرق می ریزماز خیال ِعبورِ محال ِقدمهای توبر هر کجای این جادههای عقیم و مه آلود و سرد...که گل را می بوسمبه جای نفسهای توو دریاچه ها را به آتش می کشمدر غیاب ِاین کلمات ِ دخترانه ی شرم انگيز... دیوانه نیستم! شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: دیوانه نیستم, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 20:54

در محاصره توام

در محاصره صدایت

کتاب هایت

قلبت

دست ها و چشم هایت...

" گریزگاه کجاست؟

وقتی چشم هایت در برابر من است

و فراقت پشت سر

و زیستن با تو و بی تو محال..."

شاعری با دفتری از گلوله های خیس...

ما را در سایت شاعری با دفتری از گلوله های خیس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 20:54

صفحه بندی